معماری و عمران
معمار
|
نويسندگان
آخرين مطالب
پيوندهای روزانه
لینک های مفید
|
تا امروز ابزار جاي معمار بهعنوان خالق و تعريفکننده را نگرفتهاند. اما آيا ميتوان گفت با اين سرعت فزاينده و سيطره تکنيک بر همه شئون، در آينده نزديک ابزار - و در راس همه ابزار، کامپيوتر- گوي «معماري» را از دست معماران بربايند؟ اين مطلب نگاهي دارد به معماري پارامتريک و تاثيرات آنطراحي پارامتريک يکي از رويکردهاي فراگير در فضاي طراحي امروز جهان است. اين روش که توسط بسياري از معماران پيشرو نيز مورد استفاده قرار گرفته است، مبناي طراحي را بر توجه طراح به پارامترهاي موثر بر طرح و روابط بين آنها بنا نهاده است و از اين حيث در مقابل روشهاي محصولمحور فعلي قرار ميگيرد. اين رويکرد، معماري را وارد قلمروهاي جديد فرم شناسي و روش شناسي کرده است. ![]() ريشههاي تاريخي
انسان ابتدايي، فارغ از خواستههاي خويش، از آنچه طبيعت در اختيار او نهاده بود عرصهاي بهعنوان سرپناه تعريف ميکرد. اين سبک از رفتار، متعلق به دورهاي است که ابزارهاي در اختيار انسان، اعم از آنچه در دست ميگرفت و آنچه در ذهن داشت در سادهترين اشکال خود و ناتوان از اعمال تغييرات در محيط اطرف بودند. بهتدريج انسان قانع غارنشين عصر حجر به ابزارهايي دست يافت که امکان اعمال تغيير بر آنچه او را احاطه کرده بود، فراهم ساخت. نخستين بناها و ابتداييترين خانههاي انسانساخت را بايد محصول اين عصر از حيات انسان- ابزار بهشمار آورد. بهتدريج، رشد اين دو در کنار هم زمينهاي را فراهم ساخت تا انسان از مرحله اعمال تغيير به مرحله سلطه بر محيط برسد، سلطهاي که با انقلاب صنعتي به اوج خود رسيد و نشانههاي آن را در تمامي ارکان زندگي انسان، از آنچه بر تن داشت تا آنچه در آن ساکن بود ميتوان مشاهده کرد، طبيعت مقهور در برابر قدرت انسان و انسانهايي در خدمت انسانهاي ديگر. آنچه در اين دوره زيبا، پيچيده يا شگفتانگيز لقب مييافت نيز در اختيار کساني بود که بر کسان ديگر اختيار داشتند اما انقلاب صنعتي و طلوع دوره فرديسم (Fordism) با معجزه توليد انبوه عرصهاي جديد را در برابر جامعه نهاد، عرصهاي که در آن بسياري از افراد قادر بودند آنچه را که به پسند ديگران زيبا و پيچيده نام گرفته بود در اختيار داشته باشند. اما طي اين تحول، زماني فرارسيد که صدها انسان به شکلي واحد دوستدار چيزي يکسان شدند، همگي مانند هم آن را بهکار گرفتند و اين چرخه را تا آنجا پيش بردند که جز نگاههايشان تفاوتي در بينشان زنده نماند. اما همين مردگي جديد زمينهاي را فراهم کرد تا انسانهاي دربند ابزار، سر به طغياني براي خواستن آنچه خود مي خواهند، بردارند. انسان به مرحلهاي از تکامل ميرسيد که هر کس قادر بود راوي خود از زيبايي باشد و چيزي را در اختيار گيرد که براي خود تعريف کرده يا به قامت او برايش تعريف کرده بودند. اما اين بار ابزارها همپاي آنچه در ذهن انسان مي گذشت تکامل نيافتند. انقلاب ديجيتال و ورود بيتوقف رايانه ها به تمامي لايههاي زندگي انسان پلي بود بر شکاف ميان آنچه انسان در ذهن تصوير مي کرد با آنچه قادر به ساخت آن بود. ابزارهاي اين عصر بهگونهاي تعريف شدند تا تحول و تکامل، جزئي جداييناپذير از آن باشد و خلق تنوع به تعداد تفکرات انسانها را ممکن سازد. تنها به کمک اين ابزارها و قابليت آنها در يکپارچه ساختن مراحل تفکر، طراحي و ساخت بود که عرصه براي توليد انبوه خواسته هاي انسانها فراهم شد و معيار ساخت از «همه چيز براي يکي» عصر تاريک و «يک چيز براي همه» دوران توليد انبوه، به «هزاران خواسته براي هر کس» تغيير يافت. معماري که ظرفي براي حضور انسان بود، در طول تاريخ به همراه او و ابزارهايش شکل خود را تغيير داده، از غارهاي عصر حجر تا دخمههاي غارگونه عصر ديجيتال. ![]() معماري پارامتريک
شيوههاي طراحي سنتي بر پايه خلق نمونههايي محدود براي رسيدن به آنچه از نظر طراح بهينه تعريف مي شد پايه نهاده شدهاند اما آنچه در اين ميان کمتر مورد توجه قرار مي گيرد، ارزش دادن به مولفههاي (Parameters) موثر بر طراحي، در تمامي مقياسها و درک و تبيين روابط بين اجزاي طرح و اين مولفهها بوده است. در گذشته امکانات محدود در طراحي و نمونهسازي سبب مي شد تا طراح با تکيه بر اندوختههاي تجربه و احساس خود، از ميان دريايي از جوابهاي ممکن، تعداد بسيار محدودي از پاسخهاي نزديک به نتيجه مطلوب را صيد کند. اما با رشد ابزارهاي پردازش (Computation) و امکان تسلط طراح بر تمامي مقياسهاي طراحي در يک زمان واحد، تمرکز از توليد محصول بهسمت شناخت عوامل موثر بر طراحي و بازآفريني روابط بين آنها سوق مي يابد. در چنين شرايطي نقش معمار به «تعريفکننده» فرآيندها و «انتخابگر» پاسخها تغيير مي کند. به بياني ديگر، ابزارهاي پردازشگر طراح را از توليدکننده تکپاسخها به خالق سامانهاي متشکل از داد ه ها و روابط تبديل مي کند که دريايي از پاسخهاي مطلوب را در اختيار وي ميگذارد. در چنين شرايطي وظيفه انتخاب از ميان گزينهها نيز بر عهده وي قرار مي گيرد. چنين تغييري در ماهيت نقش معمار و ابزارها، شرايط را براي تعامل با سيستمهاي پيچيده فراهم مي سازد. در حاليکه تاکنون معماران در طراحي، محدود به حيطه درک و تحليل ذهن خود براي خلق پيچيدگي بودند، امروزه تنها نيازمند درک و بيان روابط توليدکننده اينگونه سيستمها هستند. وظيفه بازتوليد پيچيدگي، تهيه مدارک ساخت، توليد نمونههاي مدل و حتي ساخت نهايي را با استفاده از شيوه هاي پارامتريک و ابزارهاي وابسته به آن مي توان برعهده سيستمهاي کامپيوتري نهاد. عرصههاي کاربرد
هرچند امروزه بيشترين نمونههاي طراحي پارامتريک روي خلق فرمهاي حيرتانگيز متمرکز شدهاند اما در کنار آنها دفاتر معتبر معماري و گروههاي پژوهشي روي کاربردهاي بسيار گستردهتر اين شيوه در معماري سرمايهگذاري کردهاند. در قدمهاي ابتدايي، ابزارهاي پارامتريک براي بهينهسازي رفتارهاي فيزيکي ابنيه مورد استفاده قرارگرفتهاند، تحليل فرمهاي معماري براساس متغيرهاي اقليمي و بهينهسازي ساختمان بر اين اساس را ميتوان در پروژههاي شاخه بلک باکس شرکت اس.اُ.ام. (Black Box,S.O.M) مشاهده کرد. يکي از شاخصترين نمونههاي ديده شده کاربرد ابزارهاي پارامتريک در حيطه کالبدي بنا بهطور قطع پروژه مکعب آبي (Water Cube) در دهکده بازيهاي المپيک پکن است که ردپاي ابزارهاي پارامتريک را در تعريف مفاهيم، طراحي معماري، طراحي و بهينهسازي سازه و حتي شيوه ساخت آن مي توان ديد. اما شايد پيچيدهترين کاربرد اين شيوه را بايد در سازماندهي فضايي معماري جستوجو کرد، آنجا که هنر خلق فضا و پاسخ به عملکرد توأمان بر طراحي تاثير مي-گذارند. گستردگي مولفههاي موثر در اين عرصه از يکسو و خوشتعريف نبودن آنها براي تبديل به زبان قابل فهم براي کامپيوتر از ابتداييترين مشکلات پيشروي طراحان در بهکار بستن شيوههاي پارامتريک در اين عرصه از معماري است.
![]() سير تحول ابزارهاي پردازش چشماندازها و آسيبها چنين بستر بکر و گسترده، عرصهاي وسيع براي تصويرسازي ايدههاي پيچيده و شخصي معماران فراهم کرد. اما عرضاندام معماران جاهطلب، تنوع و پيچيدگي طرحها را به مرزهايي فراتر از حد تصور رسانده است، بهگونهاي که ديگر ابزارهاي ساخت موجود پاسخگوي اجراي چنين طرحهايي نيست. نتيجه چنين رفتاري، بالا رفتن سرسامآور هزينههاي تمامشده بناست؛ چرا که ابزارهاي سنتي همچنان اسکلت اصلي کارگاههاي ساختوساز معماري را تشکيل مي دهند و برپا کردن چنين ساختمانهايي با ابزارهايي از اين دست مستلزم صرف هزينههاي گزاف و نيروي کار بسيار ماهر در مقياس وسيع خواهد بود. در کنار تمامي امکاناتي که شيوه طراحي پارامتريک در اختيار معماران مي گذارد، اين نکته را نيز نبايد از نظر دور داشت که تا امروز ابزارها نقش معمار بهعنوان خالق و تعريفکننده را نگرفتهاند و نمي توان انتظار داشت در آينده نزديک نيز بتوان چنين نقشي را براي آنها قائل شد. چراکه خلاقيت، که صفتي است در انحصار انسان، هنوز قابلبيان به زبان کامپيوتر نيست و بهسختي ميتوان زماني را تصور کرد که در آن فضاسازي و حس مکاني که توسط شيوههاي سنتي در طراحي خلق ميشوند را بتوان به زبان پارامترها ترجمه کرده و به مجموعهاي از دستورالعملها محدود کرد. نظرات شما عزیزان: [ جمعه 17 بهمن 1393برچسب:معماري قرن بيست و يکم, ] [ 23:33 ] [ محسن موسوی ]
|
درباره وبلاگ
موضوعات وب
آرشيو مطالب
لینک های مفید
امکانات وب
[ معماری سبز : معماری ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ]
| |